تاریخ انتشار : شنبه 8 آگوست 2026 - 11:36
کد خبر : 31960

۱۷ مرداد؛ خبرنگار، آخرین حلقه اعتماد عمومی

۱۷ مرداد؛ خبرنگار، آخرین حلقه اعتماد عمومی
جامعه از خبرنگار مطالبه شفافیت دارد، اما خود خبرنگار از ابتدایی‌ترین حقوق حرفه‌ای محروم است. از او انتظار شجاعت می‌رود، اما امنیتش تضمین نمی‌شود. از او استقلال می‌خواهند، اما معیشتش زیر فشار تورم و بی‌ثباتی اقتصادی هر روز آسیب‌پذیرتر می‌شود.

تقویم، هفدهم مرداد را به نام خبرنگار ثبت کرده است؛ یادگار خون شهید محمود صارمی و همه آنان که حقیقت را ارزان نفروختند. اما آنچه امروز بیش از هر چیز به این مناسبت معنا می‌بخشد، نه مراسم‌های تشریفاتی است و نه پیام‌های تبریک تکراری؛ بلکه پرسشی است که هر سال بی‌پاسخ می‌ماند: جایگاه خبرنگار در ساختار تصمیم‌سازی کشور کجاست؟

سال‌هاست که در آستانه روز خبرنگار، واژه‌هایی مانند «رکن چهارم دموکراسی»، «چشم بیدار جامعه» و «رسالت آگاهی‌بخشی» بارها تکرار می‌شود؛ واژه‌هایی زیبا که اگر پشتوانه عملی نداشته باشند، تنها مصرف مناسبتی پیدا می‌کنند. احترام به خبرنگار، با سخنرانی آغاز نمی‌شود؛ از جایی آغاز می‌شود که حق دسترسی به اطلاعات محترم شمرده شود، نقد به رسمیت شناخته شود، امنیت شغلی تضمین گردد و استقلال رسانه هزینه‌ای سنگین برای فعالان این حوزه نباشد.

خبرنگاری در ایران، به‌ویژه در استان‌هایی مانند گیلان، هیچ‌گاه صرفاً یک شغل نبوده است. اینجا خبرنگار، هم‌زمان روایتگر توسعه و عقب‌ماندگی، محیط‌زیست و اقتصاد، امید و نارضایتی، وعده و واقعیت است. او از پشت میز خبر نمی‌نویسد؛ در دل شالیزارهای خسارت‌دیده، کنار تالاب انزلی، میان بازارهای نیمه‌جان، در حاشیه دستگاه زباله سراوان، آتش‌سوزی جنگل‌ها و میان مردمی که هر روز با دشواری‌های تازه‌ای روبه‌رو هستند، زندگی می‌کند و همان دردهایی را می‌بیند که درباره‌شان می‌نویسد.

امروز، میدان رسانه دگرگون شده است. شبکه‌های اجتماعی مرز انتشار خبر را از میان برده‌اند و هوش مصنوعی تولید محتوا را آسان‌تر از همیشه کرده است. در چنین شرایطی، مزیت خبرنگار دیگر سرعت نیست؛ اعتبار است. آنچه رسانه حرفه‌ای را از انبوه محتواهای بی‌هویت جدا می‌کند، دقت، راستی‌آزمایی، مسئولیت‌پذیری و سرمایه‌ای به نام اعتماد عمومی است؛ سرمایه‌ای که با سال‌ها تلاش ساخته می‌شود و با یک خطای حرفه‌ای فرو می‌ریزد.

در همین حال، تناقضی آشکار همچنان پابرجاست. جامعه از خبرنگار مطالبه شفافیت دارد، اما خود خبرنگار از ابتدایی‌ترین حقوق حرفه‌ای محروم است. از او انتظار شجاعت می‌رود، اما امنیتش تضمین نمی‌شود. از او استقلال می‌خواهند، اما معیشتش زیر فشار تورم و بی‌ثباتی اقتصادی هر روز آسیب‌پذیرتر می‌شود. رسانه مسئولیت می‌خواهد، اما مسئولیت بدون پشتوانه، دوام نمی‌آورد.

گیلان نیز بیش از هر زمان دیگری به رسانه‌های حرفه‌ای نیاز دارد. استانی که توسعه آن، بیش از هر چیز، محتاج گفت‌وگوی صادقانه، نقد منصفانه و مطالبه‌گری مسئولانه است. رسانه‌ای که از ترس حذف نشود، از وابستگی نگوید و از مصلحت‌اندیشی‌های کوتاه‌مدت عبور کند، می‌تواند شریک توسعه استان باشد؛ نه مانع آن.

روز خبرنگار، اگر قرار است معنا داشته باشد، باید فرصتی برای بازنگری در نسبت حاکمیت، جامعه و رسانه باشد؛ نه تنها روزی برای تقدیر، بلکه روزی برای پذیرش این واقعیت که توسعه، بدون رسانه مستقل، پاسخگو و حرفه‌ای، بیش از آنکه یک برنامه باشد، یک آرزو خواهد بود.

و در پایان، باید از کسانی یاد کرد که نامشان کمتر در گزارش‌ها و قاب عکس‌ها دیده می‌شود؛ خانواده‌های خبرنگاران. آنان که هزینه واقعی این حرفه را در سکوت می‌پردازند؛ با نگرانی، بی‌ثباتی معیشت و ساعت‌هایی که هیچ‌گاه در قراردادهای کاری ثبت نمی‌شود.

شاید خبرنگاران، بیش از هر قشر دیگری، آموخته‌اند که دیده نشوند و بنویسند؛ تشویق نشوند و ادامه دهند؛ خسته شوند و باز هم روایت کنند. زیرا باور دارند حقیقت، اگر روایت نشود، جای خود را به روایت‌های ساختگی خواهد داد.

به احترام همه آنان که هنوز قلم را معامله نکرده‌اند، هفدهم مرداد تنها یک مناسبت نیست؛ یادآوری مسئولیتی است که تا آخرین سطر، بر زمین نخواهد ماند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.