از هشدار درباره عواقب همرنگی با جماعت تا نگرانی درباره آزادی بیان در دانشگاه

تا جایی که به رشته فلسفه و رشتههای نزدیک به فلسفه مربوط میشود، دانشگاه آزاد نقش ممتازی در دوران معاصر ایران بر عهده داشته و این دانشگاه توانسته است رشتههای نظری (مثل فلسفه) را در اقصی نقاط کشور ایجاد کند اما تصمیم اخیر او به زعم برخی اساتید خلاف آزادیهای آکادمیک است. به گزارش پایگاه
تا جایی که به رشته فلسفه و رشتههای نزدیک به فلسفه مربوط میشود، دانشگاه آزاد نقش ممتازی در دوران معاصر ایران بر عهده داشته و این دانشگاه توانسته است رشتههای نظری (مثل فلسفه) را در اقصی نقاط کشور ایجاد کند اما تصمیم اخیر او به زعم برخی اساتید خلاف آزادیهای آکادمیک است.

به گزارش پایگاه خبری خزرنگار، ایلنا نوشت: نامه اخیر محمد مهدی طهرانچی (رئیس دانشگاه آزاد) که برای تجدیدنظر در خصوص حکم اخراج عبدالکریمی تدوین شده بود نیز تا امروز نتوانسته است جوهر قلم انتقاد از این تصمیم را خشک کند. این نامه در حالی نگاشته میشود که بیژن عبدالکریمی در آخرین صحبت خود با ایلنا گفت که روز گذشته مانع از ورود او به دانشگاه آزاد شدهاند. ظاهرا حکم اخراج این استاد فلسفه سر جایش باقی است و هنوز تصمیم عملی در این مورد اتخاذ نشده است.
در همین راستا، ایلنا ضمن گفتگو با دوازده نفر از اساتید حوزه فلسفه و علوم انسانی، نظر آنها را در خصوص این تصمیم دانشگاه آزاد و عواقب آن جویا شد. انشاءالله رحمتی، یوسف نوظهور، محمد شکری، غلامرضا زکیانی، علی اصغر مصلح، موسی اکرمی، محمدحسن قدردان قراملکی، فاطمه فنا، امیرعباس علیزمانی، قاسم پورحسن، سیدجواد میری و سیدحسین حسینی از جمله اساتید حوزه فلسفه و جامعهشناسی هستند که ضمن محکوم نمودن این تصمیم، در این زمینه ابراز نظر کردهاند. بخش هایی از متن این گزارش را بخوانید.
انشاءالله رحمتی (استاد فلسفه و عضو هیات علمی گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی)
خطری که جامعه را تهدید میکند همین همرنگی با جماعت است. ممکن است عادتهایی را در جامعه پذیرفته باشیم، در حالی که این عادتها کمتر بررسی شده باشند؛ چه بسا عادتهای غلطی بوده و نیاز به بازنگری داشته باشند.
آقای عبدالکریمی فکر میکند که هر راهی که بتواند ما را در بهبود وضعیت توسعهی کشور، ایجاد ثبات، ایجاد وحدت ملی کمک کند، باید آن راه را در پیش گرفت. البته به دلیل این دلسوزی، گاهی ممکن است که زبانش به انتقاد گشوده شود که البته این انتقاد همیشه انتقاد از نهادهای حکومتی نیست و گاهی انتقاد از گروههای مخالف حکومت است. ولی به هر طریق ایشان هر کجا که تشخیص دهند، از روی دلسوزی و با صراحت خاص، انتقادهایش را مطرح میکند.
معتقدم که ایشان هیچگونه وابستگی به هیچ نهادی – چه معارض و چه جناحهای سیاسی و حزبی داخلی – ندارد. آقای دکتر عبدالکریمی بر اساس استقلال فکری خود دیدگاههای خود را عنوان میکند. بارها صحبت کردهایم که تا چه میزان به فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی علاقه دارند. همیشه تصریح کردهاند که اگر راهی به سوی پیشرفت و توسعه داشته باشیم، این راه از سنت خودمان می گذرد.
یوسف نوظهور، استاد فلسفه غرب دانشگاه علامه طباطبایی:
اصل آزادی اندیشه و بیان در قوانین اساسی اغلب کشورها از جمله در قانون اساسی کشور خود ما نیز بارها مورد تاکید قرار گرفته است. لذا صرفا بیان یک باور و ارائهی یک تحلیل نباید ملاک تصمیمگیریهای مسئولین درباره صلاحیت علمی یک استاد باشد. باید منش و رفتار استاد و همچنین توانمندیهای علمی او معیار داوری قرار بگیرد.
ایراد اصلی این نوع رویکردهای تند در این است که فرصتِ نقد و بررسی همه جانبه و منصفانهی افکار و اندیشهها را از ما سلب میکند و به جای فضایی همدلانه و در عین حال نقدانهی علمی، جَوی مملو از تشویشِ خاطر و کینه و قهر تولید میکند که موجب ناامیدی اهل علم میشود؛ ناامیدی که برای جامعه خطرناک است.
محمد شکری، استاد فلسفه و مدیر گروه فلسفه دانشگاه آزاد واحد تهران شمال:
آنچه در مورد حکم صادره از دفتر حقوقی دانشگاه آزاد علیه دوست و همکار ما آقای دکتر عبدالکریمی تاسفبار بود، اتهام دفاع از سلطنتطلبی است. این موضوع برای من که حدودا 25 سال با ایشان آشنا هستم، هیچ معنا و مفهومی ندارد. مطمئنم چنین وصلهای به دوست ما نمیچسبد. اگر قرار بود یک نسبت ناروایی مطرح شود، بهتر بود اتهام دیگری طرح میکردند؛ نه اتهام مضحک طرفداری از سلطنتطلبی. گاهی ممکن است در محاورات تمثیل و تشبیهی به کار رود، اما این بدان معنا نیست که کسی در مقام حمایت از سلطنت در مقابل نظام جمهوری اسلامی باشد.
تعبیر یکی از دوستان ما در قبال حکم اخیر بسیار زیبا بود. ایشان گفتند که انگاری با این حکم آقای عبدالکریمی، از نظام جمهوری اسلامی اخراج شد و نه دانشگاه؛ این تعبیر ایشان به جهت همدلی آقای عبدالکریمی با نظام است. وظیفه روشفکر نقد است تا از این مسیر توجه را به کاستیهای جامعه جلب کند. اگر نقد نباشد، جامعه مثل یک مرداب میماند. اگر امثال دکتر عبدالکریمی از تدریس منع شوند، سوال این است که چه کسی را جایگزین میکنند؟
غلامرضا زکیانی، استاد فلسفه و رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران:
نباید اصرار داشته باشیم که اهل فلسفه سخنان معمولی و ساده بر زبان آورند. فیلسوف با آدمهای معمولی متفاوت است و متفاوت سخن میگوید. جای تعجب دارد که انگ سلطنتطلبی به آقای عبدالکریمی میزنند. اگر میگفتند که ایشان سکولار است، شاید مقداری در این باب مکث میکردیم و موضوع را بررسی مینمودیم که بر چه اساسی این مساله مطرح شده است. ولی تهمت سلطنتطلبی به هیچ عنوان در جایگاه ایشان نخواهد بود. افق دید آقای عبدالکریمی اصلا در چنین سطوح نازلی نیست. معتقدم که چنین تهمتی، توهین به اندیشه است.
این تصمیم در قبال آقای عبدالکریمی برخورد ناپخته و ناسنجیدهای است که با گفتمان و رویکرد اصلی نظام در تقابل است. آنها باید پاسخ بدهند. آنها خطا کردهاند و باید آن را جبران کنند. رویکرد جمهوری اسلامی چنین رویکرد و نگاهی را نمیپذیرد. رویکرد موجود باید به گونهای باشد که امثال آقای عبدالکریمی تشویق شوند، نه تنبیه. آقایانی که چنین تصمیمی میگیرند باید کلاه خود را قاضی کنند و ببینند که اخراج یک استاد از دانشگاه، صرفا اخراج یک فرد محسوب میشود یا یک شخصیت بینالمللی؟ وقتی چنین برخورد ناپختهای صورت میگیرد، میبینیم که در با چه عکسالعملهای تمام نشدنی و ادامهداری مواجه هستیم.
افرادی که چنین برخوردهای سلیقهای میکنند یا باید خودشان بیدار شوند و یا باید از طرف نهادهای بالادستی، مثل شورای انقلاب فرهنگی، بیدارشان کنند؛ چرا که چنین تصمیماتی با اساس فرهنگ کشور و موضوعات علمی کشور مشکل دارد.
علی اصغر مصلح، استاد فلسفه و رئیس گروه پژوهشی مطالعات میان فرهنگی معاصرِ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی:
این تصمیم، بسیار مایه تاسف است. بعد از شنیدن این خبر، از وجوه مختلف فکر کردم که عبدالکریمی تنها فیلسوفی است که با تحلیل عمیقی که از نیهیلیسم غرب دارد، از اساسِ انقلاب دفاع میکند. باید مراجعی که این اقدام را مرتکب شدند، توضیح شفاف ارائه کنند که واقعا چه ماجرایی پشت این تصمیم وجود دارد. برخی میگویند که ایشان بازخرید شده است. به هر جهت باید زوایای این امر مشخص شود.
باید با افراد برخورد قانونی کرد نه شخصی. اگر این مساله و رویکرد در جامعه از بین برود، مطمئنا آیندهای برای مردم و کشور و دانشگاه و جوانان نمیتوان متصور بود. حداقل تقاضایی که در این مرحله داریم، روشن شدن اصل ماجرا است.
موسی اکرمی، استاد فلسفه و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران:
برخورد با یک استاد دانشگاه که ممکن است نظراتی را عنوان کند که برخی دیگر نمیپسندند، قبول نیست. این پذیرفتنی نیست که از یک استاد دانشگاه انتظار داشته باشیم که همواره سخنانی را به زبان آورد که مسئولین دانشگاهی و وزارتخانه و یا هر نهاد دیگر آن را بپسندند. اصولا دانشگاه جایگاهی برای طرح موضوعات گوناگون است؛ بخصوص در مورد فلسفه که یک رشته خاص است. اعتقاد دارم که فلاسفه همیشه باید پیشرو در مسائل جامعه باشند. حال اگر قرار است یک فلسفهورز، اندیشهی خود را در مورد مسائل گوناگون ابراز نکند، باید از چه کسی چنین انتظاری داشته باشیم؟
در کشور ما انقلاب شد. یکی از شعارهای کشور هم آزادی بود. لذا یکی از بالهای مهم انقلاب را باید در بحث آزادی جستجو کرد. اکنون و بعد از 43 سال که از انقلاب میگذرد، اگر قرار است بگوییم که یک استاد دانشگاه آزادی بیان نداشته باشد، فاجعهبار است.
من به عنوان یکی از اعضای هیات علمی دانشگاه بسیار متاسف هستم که یک دانشگاه بخواهد با یکی از اعضای هیات علمی خود، بدون اینکه جرمی متوجهش باشد، چنین برخوردی انجام دهد. حتی در هیات انتظامی اساتید هم جرمی برای آقای عبدالکریمی تعریف نشده است. اگر فردی جرمی مرتکب شده باید این مساله در دادگاه صالح بررسی شود. لذا این حکم نه شرعا نه قانون و نه اخلاقا قابل پذیرش نیست. لذا باعث تاسف است که عضو مجموعهای هستم که مسئولینی در آن حضور دارند که مسائل کشور را تشخیص نمیدهند و رفتارهای ناپسند از خود بروز میدهند. این تصمیم برای دانشگاه آزاد یک رسوایی است. امیدوارم هر چه سریعتر افرادی که از عقلانیت بیشتری برخوردار هستند، مانع اجرای حکم شوند و دیگر شاهد چنین رفتاری با هیچ عضو هیات علمی نباشیم؛ بخصوص یک عضو هیات علمی در حد آقای عبدالکریمی.
محمدحسن قدردان قراملکی، استاد تمام گروه کلام پژوهشکده حکمت و دین پژوهی:
به صورت یک قاعده کلی، مخالف اخراج استاد و دانشجو از دانشگاه هستم. به عقیده من چنین کاری صحیح نیست.
فاطمه فنا، استاد فلسفه:
مشخصا چنین کاری در نفس خود اشتباه است؛ آن هم در حوزه دانشگاه که یک استاد ممکن است درس و موضوعی را ارائه نماید که از دیدگاه برخی صحیح به نظر نرسد. البته شخصا با برخی از افکار آقای عبدالکریمی، همدلی ندارم. با این وصف از این تصمیم حمایت نمیکنم. در کل با نفس چنین کاری مخالفم. هر چند که با تفکر ایشان نه زاویهای دارم و نه همدلی.
امیرعباس علی زمانی، استاد فلسفه دانشگاه تهران:
مختاف تصمیم دانشگاه آزاد اسلامی هستم و چنین تصمیمی را ناپسند میدانم.
قاسم پورحسن، دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی:
امیدوارم که دانشگاه آزاد این تصمیم اشتباه خود را جبران کند. بررسی این ماجرا نباید سیاسی شود.
نمیتوان مانع از اندیشههای مختلف شویم؛ حسن نظام اسلامی همین است. بر اساس آموزههای دینی، در حقیقت شکوفایی جامعه را باید بر اساس دیدگاههای متفاوت دید. آقای عبدالکریمی بیش از اساتید دیگر شجاعت نقد کردن از خود نشان داد. ایشان واهمهای نداشتند که شاید کلامش به ضرر شخصیاش تمام شود. با این وصف حرف حق را میزدند. سخن اساتید فلسفه باید به جامعه کمک کند. تصور من این است که مراکز علمی که از دیدگاههای ایشان بهره میبرند، از این تصمیم اخیر ناراحت هستند.
امیدواریم در درجه اول خود دانشگاه آزاد این تصمیمِ اشتباه را جبران کند. در وهله دوم نیز از وزیر علوم درخواست دارم با توجه به استقبالی که نسبت به سرمایه علمی آقای دکتر عبدالکریمی می شود، اگر حتی دانشگاه آزاد مساعدت لازم را صورت نبخشید، وزارت علوم جبران کند و در دانشگاهی مهم که میتوانند از معلومات ایشات بهره بگیرد، آقای عبدالکریمی را به تدریس دعوت کند.
سید جواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی:
واقعیت صورتبندی این است که مسئولان کشوری و دانشگاهی و نهادهای مختلف باید بدانند که اساتید دانشگاه، کارمند ساده نیستند؛ بلکه این افراد کسانی هستند که دارای دکتریناند و چشم اندازی دارند. برخی فکر نکنند که با اخراج آقای عبدالکریمی صرفا یک یک کارمند ساده اخراج شده است. شما با این تصمیم، دانشگاه را از تفکر و اندیشیدن اخراج کردهاید.
وقتی میگوییم امنیت ملی را باید حفظ کنیم، توجهات سمت این میرود که مرزها و عمق استراژیک خود را حفظ کنیم و قص علی هذا. ولی بدانیم که این موارد، همان امنیت سخت افزاریِ مربوط به پیش از جنگ جهانی دوم بود. اکنون امنیت در قرن 21 ابعاد مختلفی یافته است که یکی از آنها امنیت روانی جامعه است. در این وضعیت، باید حواسمان باشد که چه پیامی به سمت جامعه صادر میکنیم.
آقای عبدالکریمی روزانه حدود 19 ساعت فعالیت علمی دارند. ایشان را از نزدیک میشناسم. به تنهایی به اندازه یک دانشگاه فعالیت دارد. وقتی این استاد را با چنین فعالیتی اخراج میکنید، این پیام برای سایر اساتید صادر میشود که بیش از اندازه کار و فعالیت مفید نکنید! این برخلاف سخنان آیت ا…خامنهای است که فرمودند هر کسی و هر کجا که مشغول فعالیت است، همانجا را مرکز عالم بداند و خدمت کند.
سیدحسین حسینی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی:
از این نگرانیم که برخی دیگر به دلیل سرشناس نبودن به آسانی حذف میشوند. همه افرادی که حذف میشوند مثل آقای عبدالکریمی به رسانه دسترسی ندارند تا از آن ممانعت شود.
نگرانی از این است که اگر چنین برخوردهایی با افرادی صورت بگیرد که فاقد رسانه هستند، باید چکار کنند؟ آقای عبدالکریمی چهرهای رسانهای بود و مورد توجه قرار گرفت. کسانی هستند که با همین مشکل مواجه میشوند و بدون هیچ برخوردی حذف میشوند. این جای نگرانی است؛ چراکه این شاخصهی جامعه علمی – اسلامی نیست.
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: اکنون ما در جامعهای زندگی میکنیم که بخشی از جوانان ما از آن گریزان هستند. این یک حقیقت است. عوارض چنین احکامی چنین نتایجی را رقم می زند. حتی اگر آقای عبدالکریمی هم یک جنایتکار جنگی باشد، آیا باید اینگونه با او رفتار کرد؟ اینکه در این حد و در نهایت بیپروایی او را اخراج میکنند، آن هم به بهانهی خنده دار دفاع از سلطنت، آیا درست است؟ به عواقب چنین کاری فکر کردهایم؟ من به عنوان یک استاد دانشگاه چطور میتوانم به شاگردانم بگویم که در ایران بمانید که آینده خوبی پیش روی شما است!؟
برچسب ها :بیژن عبدالکریمی ، دانشگاه آزاد ، محمدمهدی طهرانچی ، پایگاه خبری خزرنگار
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0